تاریخچه کامل شرکت والت دیزنی از ابتدا تا امروز
آغاز یک امپراتوری رویایی
در تابستان سال ۱۹۲۳، جوانی بیست و دو ساله به نام والتر الیاس دیزنی با قطار وارد شهر لسآنجلس شد. در جیبهایش چیزی جز چند دلار و یک رویای بزرگ نبود. پشت سر او، استودیوی کوچک انیمیشنی که در کانزاس سیتی تاسیس کرده بود، ورشکسته شده بود. اما والت دیزنی تسلیم نشده بود. او با خود فیلمی کوتاه به نام “Alice’s Wonderland” آورده بود که داستان دختری را در دنیای کارتونی روایت میکرد و امیدوار بود بتواند آن را به یک توزیعکننده بفروشد.
در ۱۶ اکتبر ۱۹۲۳، این رویا به واقعیت پیوست. مارگارت وینکلر، اولین تهیهکننده زن فیلمهای انیمیشن، قراردادی را برای توزیع مجموعه “Alice Comedies” امضا کرد. این تاریخ، آغاز رسمی شرکتی است که امروز به عنوان یکی از بزرگترین امپراتوریهای سرگرمی جهان شناخته میشود. والت دیزنی و برادرش روی او دیزنی، این شرکت را ابتدا با نام “Disney Brothers Cartoon Studio” تاسیس کردند، اما به پیشنهاد روی، نام آن به “Walt Disney Studio” تغییر یافت. روی او، که مهارتهای مالی و عملیاتی قوی داشت، نقش کلیدی در بقای این استودیو نوپا ایفا کرد و به والت اجازه داد تا بر خلاقیت و داستانسرایی تمرکز کند.
استودیوی اولیه دیزنی در نیمه عقبی یک دفتر املاک و مستغلات در خیابان کینگزول هالیوود قرار داشت. فضایی کوچک و بیتکلف که در آن والت و تیم کوچکش شب و روز کار میکردند تا رویاهایشان را به تصاویر متحرک تبدیل کنند. پس از مدتی، با رشد کسبوکار، آنها توانستند استودیویی بزرگتر در خیابان هایپریون هالیوود بسازند و در سال ۱۹۲۶ به آنجا نقل مکان کنند.
عصر اسوالد و تولد میکی موس
والت دیزنی به مدت چهار سال روی مجموعه Alice Comedies کار کرد، اما در سال ۱۹۲۷ تصمیم گرفت به سراغ یک سری کاملاً کارتونی برود. برای ستاره این مجموعه جدید، او شخصیتی به نام “Oswald the Lucky Rabbit” (خرگوش خوششانس اسوالد) را خلق کرد. اسوالد با طراحی جذاب و شخصیت دوستداشتنی خود، به سرعت محبوب شد. در ۵ سپتامبر ۱۹۲۷، فیلم “Trolley Troubles” به عنوان اولین ماجراجویی اسوالد اکران شد و به موفقترین انیمیشن دیزنی تا آن زمان تبدیل شد.
اما موفقیت اسوالد دوامی نداشت. در سال ۱۹۲۸، زمانی که والت به نیویورک سفر کرد تا با چارلز مینتز، تهیهکنندهاش، درباره بهبود قرارداد مذاکره کند، با یک شوک سهمگین مواجه شد. مینتز نه تنها درخواست او را رد کرد، بلکه پشت سر والت با اکثر انیماتورهایش قرارداد بسته بود تا بدون دیزنی، کارتونهای اسوالد را با هزینه کمتر تولید کند. بدتر از همه، والت دریافت که طبق قرارداد، حقوق مالکیت اسوالد متعلق به توزیعکننده است نه خودش. این درس دردناکی بود که والت دیزنی هرگز آن را فراموش نکرد و از آن پس مطمئن شد که همیشه مالک کامل خلاقیتهای خود باشد.
در سفر بازگشت به لسآنجلس با قطار، والت دیزنی در حالی که در کوپه نشسته بود و به پنجره خیره شده بود، شخصیتی جدید را تصور کرد. ابتدا نام او را “Mortimer Mouse” گذاشت، اما همسرش لیلیان پیشنهاد کرد نام دوستانهتری برای او انتخاب کند: “Mickey Mouse” (میکی موس). زمانی که والت به استودیو بازگشت، او و انیماتور استثنایش، آب آیورکس، فوراً شروع به کار روی این شخصیت جدید کردند.
دو کارتون اول میکی موس ساخته شدند اما نتوانستند خریداری پیدا کنند چون صامت بودند، و در آن زمان صدا در حال انقلاب در صنعت سینما بود. والت تصمیم جسورانهای گرفت: کارتون سومی با صدای کاملاً همگامسازی شده بسازد. “Steamboat Willie” در ۱۸ نوامبر ۱۹۲۸ در تئاتر کلونی نیویورک با استقبال شگفتانگیز به نمایش درآمد. این لحظه تولد یک ستاره کارتونی بود که نمادی جهانی از فرهنگ پاپ خواهد شد.
طلاییترین دوران انیمیشن
پس از موفقیت میکی موس، والت دیزنی به دنبال گسترش محدوده خلاقیت خود بود. او مجموعهای جدید به نام “Silly Symphonies” (سمفونیهای احمقانه) را راهاندازی کرد که به جای تکیه بر شوخیهای سریع، بر حال و هوا، احساسات و موسیقی تمرکز داشت. این مجموعه به زمین آزمایشی برای انیماتورهای دیزنی تبدیل شد تا خود را برای ساخت فیلمهای بلند انیمیشن آماده کنند.
در سال ۱۹۳۲، “Flowers and Trees” از مجموعه Silly Symphonies به عنوان اولین کارتون تمامرنگ با فرآیند تکنیکالر سهرنگ تولید شد و جایزه اسکار بهترین کارتون را به خانه برد – اولین سالی که آکادمی چنین جایزهای را ارائه میداد. پس از آن، کارتونهای دیزنی تا پایان دهه ۱۹۳۰، هر سال جایزه اسکار را از آن خود کردند.
اما بلندپروازیهای والت دیزنی به کارتونهای کوتاه محدود نمیشد. در اواسط دهه ۱۹۳۰، او تصمیم گرفت کاری را انجام دهد که بسیاری آن را جنون میدانستند: ساخت اولین فیلم بلند انیمیشن تمامرنگ دنیا. پروژهای که در صنعت سینما به عنوان “حماقت دیزنی” شناخته میشد، اما والت مصمم بود ثابت کند که انیمیشن میتواند به اندازه فیلمهای لایو اکشن احساسی و تاثیرگذار باشد.
“Snow White and the Seven Dwarfs” (سفیدبرفی و هفت کوتوله) سه سال طول کشید تا ساخته شود. بودجه اولیه ۱۵۰ هزار دلاری پروژه به ۱.۵ میلیون دلار افزایش یافت – مبلغی سرسامآور برای آن زمان. والت انیماتورها را هدایت کرد تا با رویکردی واقعگرایانه کار کنند و صحنهها را طوری بسازند که گویی لایو اکشن هستند. تیم او دوربین چندصفحهای را اختراع کرد که با قرار دادن نقاشیها روی صفحات شیشهای در فواصل مختلف، توهم عمق را در پسزمینهها ایجاد میکرد.
در ۱۲ دسامبر ۱۹۳۷، “سفیدبرفی و هفت کوتوله” با موفقیت انتقادی و تجاری فوقالعادهای اکران شد. این فیلم با فروش ۸ میلیون دلاری خود، به پردرآمدترین فیلم تاریخ تا آن زمان تبدیل شد (معادل حدود ۱۷۵ میلیون دلار در سال ۲۰۲۴). پس از اکرانهای مجدد، فروش آن در ایالات متحده با تعدیل تورم به ۹۹۸ میلیون دلار رسید. دیزنی ثابت کرده بود که انیمیشن نه تنها برای کودکان، بلکه برای همه سنین میتواند جذاب باشد.
موفقیت سفیدبرفی، راه را برای شاهکارهای دیگر هموار کرد. “Pinocchio” (پینوکیو) در سال ۱۹۴۰ با شخصیتهای پیچیده و انیمیشن دقیق تمامتنه، نقطه عطفی در تکامل دیزنی بود. “Fantasia” (فانتازیا) همان سال، مجموعهای از داستانهای انتزاعی با موسیقی کلاسیک ارائه داد که برخی آن را بابت عظمت بصریش ستایش کردند و برخی آن را متکبرانه دانستند. “Dumbo” (دامبو) در سال ۱۹۴۱ و “Bambi” (بمبی) در ۱۹۴۲ نیز دستاوردهای بزرگی بودند که موسیقی، کمدی، غم، ماجراجویی و وحشت واقعی را با هم ترکیب کردند.
چالشهای جنگ و گسترش افقها
دوران جنگ جهانی دوم برای استودیوی دیزنی دوران سختی بود. بیشتر استودیو برای تولید فیلمهای آموزشی و تبلیغاتی برای دولت ایالات متحده اختصاص یافت. همزمان، انیماتورها خواستار حق اتحادیه بودند که والت آن را خیانتی میدانست. اعتصاب انیماتورها در سال ۱۹۴۱ ضربه سختی به والت وارد کرد و او را به شدت ناامید کرد.
پس از جنگ، دیزنی به سراغ ترکیب انیمیشن و لایو اکشن رفت. فیلمهایی مانند “Song of the South” (آواز جنوب) در ۱۹۴۶ و “So Dear to My Heart” (چنان به قلب من نزدیک) در ۱۹۴۹ این سبک ترکیبی را به نمایش گذاشتند. در سال ۱۹۵۰، دیزنی اولین فیلم لایو اکشن کاملاً خود، “Treasure Island” (جزیره گنج)، را منتشر کرد و وارد حوزه جدیدی از تولید محتوا شد.
در این دوران، والت دیزنی همچنین به سراغ تلویزیون رفت. برنامه “The Mickey Mouse Club” و “The Wonderful World of Disney” نه تنها برای معرفی شخصیتهای دیزنی به نسل جدید مفید بودند، بلکه منبع درآمدی مهمی نیز فراهم میکردند. دیزنی در حوزه محصولات مرتبط با شخصیتها نیز پیشرو بود و در دهه ۱۹۳۰ فهمیده بود که لایسنس دادن شخصیتها میتواند منبع درآمد قابل توجهی باشد.
دیزنیلند: تحقق رویایی جدید
اما بزرگترین رویای والت دیزنی هنوز محقق نشده بود. او میخواست مکانی بسازد که خانوادهها بتوانند در آن با هم وقت بگذرانند و جادوی دنیای دیزنی را تجربه کنند. پارکهای تفریحی آن زمان، مکانهایی کثیف و ناامن بودند که والت میخواست چیزی متفاوت و بهتر بسازد.
پس از نزدیک به یک دهه برنامهریزی و توسعه، “Disneyland” (دیزنیلند) در ۱۸ ژوئیه ۱۹۵۵ در آناهایم، کالیفرنیا افتتاح شد. این پارک با شعار “شادترین جای روی زمین” به یکی از نمادینترین مقاصد گردشگری جهان تبدیل شد. افتتاحیه آن از طریق تلویزیون ملی پخش شد و در سال اول بیش از ۳.۶ میلیون نفر از آن بازدید کردند.
دیزنیلند نه تنها یک پارک تفریحی بود، بلکه یک تجربه غوطهور سهبعدی از داستانهای دیزنی بود. با سرزمینهایی مانند Fantasyland، Tomorrowland، Adventureland و Frontierland، والت توانست دنیاهای خیالی را به واقعیت تبدیل کند. این پارک الگویی شد که صنعت پارکهای تفریحی را برای همیشه تغییر داد.
پایان یک دوران و آغازی نو
والت دیزنی، نیروی خلاق و چهره شرکت، در ۱۵ دسامبر ۱۹۶۶ در سن ۶۵ سالگی بر اثر سرطان ریه درگذشت. او آخرین پروژههای خود، فیلمهای “The Jungle Book” (کتاب جنگل) و “The Happiest Millionaire” را تا پایان نظارت کرد که سال بعد منتشر شدند. مرگ والت ضربه سنگینی به شرکت بود، زیرا بسیاری از پروژههای در حال توسعه، از جمله طرح عظیم برای Walt Disney World در فلوریدا، هنوز ناتمام بودند.
اما برادرش روی او دیزنی مصمم بود که رویاهای والت را محقق کند. Walt Disney World Resort در ۱ اکتبر ۱۹۷۱ در اورلاندو، فلوریدا افتتاح شد. این مجموعه شامل پارک تفریحی Magic Kingdom، هتلها، زمینهای گلف و طرحهایی برای EPCOT بود. در سال اول، بیش از ۱۰ میلیون بازدیدکننده به آن سفر کردند، با وجود چالشهای اولیه.
دهههای ۱۹۷۰ و اوایل ۱۹۸۰ برای دیزنی دوران سختی بود. شرکت از نظر خلاقیت راکد شده بود و سهام آن در بورس افت داشت. فیلمهای انیمیشن آن دیگر جادوی قدیم را نداشتند و پارکهای تفریحی نیز نیاز به نوسازی داشتند. بسیاری از تحلیلگران فکر میکردند روزهای طلایی دیزنی به پایان رسیده است.
دوران احیا تحت رهبری آیزنر
در سال ۱۹۸۴، یک تغییر مدیریتی اساسی رخ داد. روی ای دیزنی، برادرزاده والت، از نحوه اداره شرکت ناراضی بود و نقشهای برای تغییر رهبری کشید. مایکل آیزنر به عنوان رئیس هیئتمدیره و مدیرعامل و فرانک ولز به عنوان رئیس شرکت منصوب شدند. این تصمیم، نقطه عطفی در تاریخ دیزنی بود.
تحت رهبری آیزنر، دیزنی وارد دورهای پرثمر شد که به “دهه دیزنی” معروف است. آیزنر با اتخاذ تصمیمات جسورانه، استودیو را احیا کرد. یکی از اولین اقدامات او ایجاد Touchstone Pictures بود که به دیزنی اجازه میداد فیلمهایی با مضامین بزرگسالانه بسازد بدون آنکه به شهرت خانوادهمحور دیزنی آسیب بزند.
در حوزه انیمیشن، دیزنی رنسانس واقعی را تجربه کرد. فیلم “The Little Mermaid” (پری دریایی کوچولو) در سال ۱۹۸۹ آغازگر دوران طلایی جدیدی بود که با شاهکارهایی مانند “Beauty and the Beast” (زیبا و چهارپا) در ۱۹۹۱، “Aladdin” (علاءالدین) در ۱۹۹۲ و “The Lion King” (شیرشاه) در ۱۹۹۴ ادامه یافت. “شیرشاه” تبدیل به یکی از پرفروشترین فیلمهای انیمیشن تاریخ شد و بیش از ۹۶۸ میلیون دلار در باکس آفیس جهانی به دست آورد.
دیزنی همچنین در گسترش جهانی پارکهای تفریحی خود موفق بود. Tokyo Disneyland در سال ۱۹۸۳ افتتاح شد و اولین پارک دیزنی در خارج از ایالات متحده بود. Disneyland Paris (ابتدا با نام Euro Disney) در سال ۱۹۹۲ افتتاح شد، اگرچه در سالهای اولیه با چالشهای مالی مواجه بود.
در دهه ۱۹۹۰، دیزنی همچنین وارد بخش رسانهای شد. در سال ۱۹۹۵، شرکت Capital Cities/ABC را به مبلغ ۱۹ میلیارد دلار خریداری کرد که شامل شبکه تلویزیونی ABC و کانال ورزشی ESPN میشد. این اولین خرید بزرگ رسانهای دیزنی بود که آن را به یک غول چندرسانهای تبدیل کرد.
عصر دیجیتال و خریدهای استراتژیک
در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل ۲۰۰۰، روابط دیزنی با Pixar Animation Studios تنشآمیز شد. پیکسار که از سال ۱۹۹۱ قرارداد توزیع با دیزنی داشت، با فیلمهایی مانند “Toy Story” (داستان اسباببازی) در ۱۹۹۵، “A Bug’s Life” (زندگی یک حشره) در ۱۹۹۸، “Monsters, Inc.” (شرکت هیولاها) در ۲۰۰۱، “Finding Nemo” (در جستجوی نمو) در ۲۰۰۳ و “The Incredibles” (شگفتانگیزها) در ۲۰۰۴، استانداردهای جدیدی در انیمیشن کامپیوتری ایجاد کرده بود. اما اختلافات بین استیو جابز، مالک اصلی پیکسار، و مایکل آیزنر باعث شد مذاکرات در سال ۲۰۰۴ قطع شود.
در سال ۲۰۰۵، رابرت آی. ایگر جایگزین آیزنر به عنوان مدیرعامل دیزنی شد. یکی از اولین اقدامات ایگر، بهبود روابط با پیکسار بود. در ۲۴ ژانویه ۲۰۰۶، دیزنی اعلام کرد که پیکسار را به مبلغ ۷.۴ میلیارد دلار در یک معامله سهام خریداری خواهد کرد. این معامله در ۵ مه ۲۰۰۶ نهایی شد.
این خرید استراتژیک نه تنها تیم خلاق استثنایی پیکسار را به دیزنی آورد، بلکه جان لستر و اد کتمول را نیز به سمتهای کلیدی در دیزنی انیمیشن منصوب کرد. آنها فرآیند خلاقانه موفق پیکسار، به ویژه مدل “brain trust” (اعتماد مغزی)، را به دیزنی انیمیشن آوردند که منجر به احیای استودیوی انیمیشن دیزنی شد. فیلمهایی مانند “Tangled” (گیسوکمند) در ۲۰۱۰، “Frozen” (یخزده) در ۲۰۱۳ و “Big Hero 6” (قهرمان بزرگ ۶) در ۲۰۱۴ نتایج این احیا بودند.
موفقیت خرید پیکسار، الگویی برای خریدهای بعدی دیزنی شد. در ۳۱ اوت ۲۰۰۹، دیزنی اعلام کرد که Marvel Entertainment را به مبلغ ۴ میلیارد دلار خریداری خواهد کرد. این معامله در ۳۱ دسامبر ۲۰۰۹ نهایی شد. مارول بیش از ۵۰۰۰ شخصیت را به دیزنی آورد، از جمله Iron Man، Thor، Captain America، Hulk و بسیاری دیگر.
خرید مارول پایههای Marvel Cinematic Universe (MCU) را بنا نهاد که به یکی از موفقترین فرانچایزهای سینمایی تاریخ تبدیل شد. فیلمهایی مانند “The Avengers” (انتقامجویان) در ۲۰۱۲، “Iron Man 3” در ۲۰۱۳، “Guardians of the Galaxy” (نگهبانان کهکشان) در ۲۰۱۴ و “Avengers: Endgame” (پایان بازی انتقامجویان) در ۲۰۱۹ رکوردهای باکس آفیس را جابهجا کردند. “Endgame” با فروش بیش از ۲.۷ میلیارد دلار به پردرآمدترین فیلم تاریخ تبدیل شد (قبل از آنکه “Avatar” در اکران مجدد سال ۲۰۲۱ رکورد را بازپس گیرد).
در ۳۰ اکتبر ۲۰۱۲، دیزنی قدمی بزرگتر برداشت و Lucasfilm را از جورج لوکاس به مبلغ ۴.۰۵ میلیارد دلار خریداری کرد. این معامله در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ نهایی شد و فرانچایز Star Wars و Indiana Jones را به مجموعه دیزنی اضافه کرد. کاتلین کندی به عنوان رئیس لوکاسفیلم منصوب شد و جورج لوکاس به عنوان مشاور خلاق باقی ماند.
دیزنی بلافاصله اعلام کرد که سهگانه جدید Star Wars را تولید خواهد کرد، با هدف اکران “Star Wars: Episode VII” در سال ۲۰۱۵. فیلم “The Force Awakens” (بیداری نیرو) در دسامبر ۲۰۱۵ اکران شد و با فروش بیش از ۲ میلیارد دلار در باکس آفیس جهانی، به یکی از پرفروشترین فیلمهای تاریخ تبدیل شد. فیلمهای بعدی سهگانه، “The Last Jedi” (آخرین جدای) در ۲۰۱۷ و “The Rise of Skywalker” (خیزش اسکایواکر) در ۲۰۱۹، هر کدام بیش از یک میلیارد دلار فروختند.
دیزنی همچنین فیلمهای مستقل Star Wars را تولید کرد، از جمله “Rogue One” در ۲۰۱۶ که بیش از یک میلیارد دلار فروخت و “Solo” در ۲۰۱۸ که با وجود کسب ۳۹۰ میلیون دلار، کمتر از انتظارات عمل کرد و باعث شد دیزنی برنامههای فیلمهای مستقل بیشتری را متوقف کند.
گسترش بینالمللی و خرید فاکس
دیزنی همچنان به گسترش جهانی پارکهای تفریحی خود ادامه داد. Hong Kong Disneyland در سال ۲۰۰۵ و Shanghai Disney Resort در سال ۲۰۱۶ افتتاح شدند. Shanghai Disney Resort، که ۵.۵ میلیارد دلار هزینه داشت، اولین پارک دیزنی در سرزمین اصلی چین بود و میلیونها بازدیدکننده را جذب کرد.
در یکی از بزرگترین معاملات رسانهای تاریخ، دیزنی در سال ۲۰۱۹ بخشهای سرگرمی 21st Century Fox را به مبلغ تقریبی ۷۱ میلیارد دلار خریداری کرد. این خرید شامل استودیوهای فیلمسازی 20th Century Fox، شبکههای کابلی FX و National Geographic، سهم اکثریت در Hulu و داراییهای بینالمللی Star بود. همچنین حقوق شخصیتهای مارول که قبلاً در اختیار فاکس بود، مانند X-Men و Fantastic Four، به دیزنی بازگشت.
این خرید دیزنی را به بزرگترین شرکت رسانهای جهان تبدیل کرد و پایهای برای استراتژی استریمینگ مستقیم به مصرفکننده (DTC) فراهم کرد.
انقلاب استریمینگ: Disney+
در اوت ۲۰۱۷، دیزنی اعلام کرد که توافقنامه توزیع خود با نتفلیکس را در سال ۲۰۱۹ خاتمه خواهد داد و سرویس استریمینگ خود را راهاندازی میکند. این تصمیم جسورانه، نقطه عطفی در استراتژی دیزنی بود، زیرا شرکت تصمیم گرفت مستقیماً با نتفلیکس، آمازون پرایم ویدیو و سایر سرویسهای استریمینگ رقابت کند.
برای آمادهسازی این حرکت، دیزنی در سال ۲۰۱۶ سهم اقلیت در BAMTech، یک شرکت فناوری استریمینگ، را خریداری کرد و در سال ۲۰۱۷ سهم ۷۵ درصدی خود را افزایش داد. این فناوری پایه سرویس استریمینگ ESPN+ را فراهم کرد که در اوایل ۲۰۱۸ راهاندازی شد.
در نوامبر ۲۰۱۸، دیزنی نام سرویس استریمینگ خود را به عنوان “Disney+” اعلام کرد. در ۱۱ آوریل ۲۰۱۹، جزئیات کامل سرویس، از جمله تاریخ عرضه ۱۲ نوامبر ۲۰۱۹ و قیمت ۶.۹۹ دلار در ماه، اعلام شد – قیمتی که به طور قابل توجهی کمتر از طرح استاندارد ۱۲.۹۹ دلاری نتفلیکس بود.
Disney+ در ۱۲ نوامبر ۲۰۱۹ در ایالات متحده، کانادا و هلند راهاندازی شد. طی ۲۴ ساعت اول، ۱۰ میلیون نفر عضو شدند (برخی قبل از عرضه ثبتنام کرده بودند). سرویس مشکلات فنی در روز اول داشت، اما به سرعت آنها را حل کرد. سریال “The Mandalorian” از فرانچایز Star Wars، که اولین سریال لایو اکشن Star Wars بود، به یکی از محبوبترین برنامههای جهان تبدیل شد و بیبی یودا (گروگو) به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد.
در آوریل ۲۰۲۰، Disney+ به ۵۰ میلیون مشترک رسید – هدفی که دیزنی پیشبینی کرده بود تا پنج سال طول بکشد، اما تنها در پنج ماه محقق شد. تا اکتبر ۲۰۲۰، تعداد مشترکین به ۶۰ میلیون نفر رسید. همهگیری کووید-۱۹ که باعث تعطیلی سینماها و افزایش تقاضا برای سرگرمی خانگی شد، به رشد Disney+ کمک کرد.
دیزنی شروع به اکران برخی فیلمهای سینمایی خود مستقیماً در Disney+ کرد، از جمله “Soul” از پیکسار در دسامبر ۲۰۲۰ و “Luca” در ژوئن ۲۰۲۱. “Mulan” با قیمت پرمیوم ۲۹.۹۹ دلار در سپتامبر ۲۰۲۰ در Disney+ منتشر شد و در آخر هفته اول ۳۵.۵ میلیون دلار درآمد کسب کرد.
تا سال ۲۰۲۴، Disney+ بیش از ۱۱۷.۶ میلیون مشترک داشت و درآمد سالانه آن به ۱۰.۴ میلیارد دلار رسید. سرویس محتوای اختصاصی گستردهای تولید کرد، از جمله سریالهای مارول مانند “WandaVision”، “The Falcon and the Winter Soldier” و “Loki”، و همچنین سریالهای Star Wars مانند “The Book of Boba Fett”، “Obi-Wan Kenobi” و “Andor”.
چالشها و تغییرات رهبری در سالهای اخیر
در فوریه ۲۰۲۰، باب آیگر از سمت مدیرعاملی کنارهگیری کرد (اگرچه به عنوان رئیس هیئتمدیره باقی ماند) و باب چاپک، مدیر اجرایی ارشد بخش پارکها، جانشین او شد. اما دوران چاپک با چالشهای زیادی همراه بود. همهگیری کووید-۱۹ باعث تعطیلی پارکهای تفریحی، تاخیر در تولیدات فیلم و زیانهای مالی سنگین شد.
علاوه بر این، تصمیمات چاپک، از جمله اختلافات با استعدادهای خلاق مانند اسکارلت جوهانسون بر سر پرداخت فیلم “Black Widow”، و سوءمدیریت ادعایی برنامههای Disney+، منجر به انتقادات گسترده شد. در نوامبر ۲۰۲۲، هیئتمدیره دیزنی تصمیم غافلگیرکنندهای گرفت و باب آیگر را دوباره به عنوان مدیرعامل منصوب کرد و چاپک را برکنار کرد.
آیگر با قولی برای خدمت دو سال دیگر بازگشت تا استراتژی بلندمدت شرکت را تنظیم کند. او بلافاصله شروع به ساختاردهی مجدد شرکت کرد، با تمرکز بر کاهش هزینهها، بهبود سودآوری Disney+، و افزایش کیفیت محتوا به جای کمیت. او اعلام کرد که دیزنی به جای تولید تعداد زیادی سریال و فیلم برای Disney+، بر پروژههای با کیفیت بالا تمرکز خواهد کرد.
در اکتبر ۲۰۲۴، دیزنی اعلام کرد که جیمز پی. گورمن جایگزین مارک پارکر به عنوان رئیس هیئتمدیره در ژانویه ۲۰۲۵ خواهد شد. همچنین اعلام شد که جانشین آیگر به عنوان مدیرعامل در اوایل سال ۲۰۲۶ معرفی خواهد شد.
سرمایهگذاریهای استراتژیک جدید
در دسامبر ۲۰۲۵، دیزنی اعلام کرد که توافقنامهای برای خرید سهام OpenAI به ارزش یک میلیارد دلار منعقد کرده است. همزمان، دو شرکت یک قرارداد سهساله امضا کردند که به کاربران دیزنی اجازه میدهد با استفاده از پلتفرم ویدیویی Sora از OpenAI و شخصیتهای دارای مجوز، ویدیو تولید کنند. این سرمایهگذاری نشاندهنده تمایل دیزنی برای ورود به حوزه هوش مصنوعی و فناوریهای نوین است.
در ۳ فوریه ۲۰۲۶، دیزنی سرمایهگذاری سهامی ۱.۵ میلیارد دلاری در Epic Games را نهایی کرد تا یک دنیای پایدار در Fortnite و موتور Unreal Engine توسعه دهد. این مشارکت مالکیت معنوی دیزنی، از جمله مارول، Star Wars و پیکسار، را در یک اکوسیستم دیجیتال متصل به Fortnite ادغام میکند که در آن کاربران میتوانند با محتوا تعامل کنند و کالاهای دیجیتال خریداری کنند. تحت رهبری جاش دامارو، این پروژه به عنوان گسترش اصلی شرکت به بخش بازیهای ویدیویی خدمت میکند.
انتقال قدرت: عصر جدید دیزنی
در ۳ فوریه ۲۰۲۶، هیئتمدیره دیزنی یک اعلامیه مهم داشت: جاش دامارو، کارمند ۲۸ ساله دیزنی و رئیس سابق بخش تجربیات دیزنی، به اتفاق آرا به عنوان مدیرعامل بعدی شرکت انتخاب شد. دامارو از ۱۸ مارس ۲۰۲۶ جایگزین باب آیگر خواهد شد و به هیئتمدیره خواهد پیوست. همزمان، دانا والدن به سمت تازهتاسیس رئیس و مدیر ارشد خلاقیت (CCO) منصوب شد که مستقیماً به دامارو گزارش میدهد.
آیگر تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۶ به عنوان مشاور ارشد و عضو هیئتمدیره با شرکت باقی خواهد ماند. این انتقال قدرت نشاندهنده برنامهریزی دقیق دیزنی برای تضمین ثبات و استمرار رهبری در آینده است.
در ۷ مه ۲۰۲۵، دیزنی اعلام کرد که هفتمین ریزورت خود، Disneyland Abu Dhabi، در جزیره یاس برنامهریزی شده است. مشابه Tokyo Disney Resort، این پارک متعلق به دیزنی نخواهد بود یا توسط آن مدیریت نمیشود، بلکه توسط Miral Group اداره خواهد شد.
دیزنی امروز: نگاهی به آینده
امروزه، The Walt Disney Company یکی از بزرگترین و متنوعترین شرکتهای رسانهای و سرگرمی جهان است. با ارزش بازار صدها میلیارد دلار و درآمد سالانه در محدوده ۸۰ میلیارد دلار (در سال مالی ۲۰۲۳)، دیزنی در بخشهای متعدد فعالیت میکند:
استودیوهای فیلمسازی: شامل Walt Disney Pictures، Walt Disney Animation Studios، Pixar، Marvel Studios، Lucasfilm، 20th Century Studios و Searchlight Pictures.
پارکهای تفریحی و تجربیات: شش ریزورت در سراسر جهان (Disneyland Resort در کالیفرنیا، Walt Disney World در فلوریدا، Tokyo Disney Resort، Disneyland Paris، Hong Kong Disneyland و Shanghai Disney Resort)، به علاوه کشتیهای کروز Disney Cruise Line و Adventures by Disney.
رسانه و سرگرمی: شبکههای تلویزیونی ABC، کانالهای کابلی مانند Disney Channel، FX و National Geographic، و سرویسهای استریمینگ Disney+، Hulu و ESPN+.
محصولات مصرفی: لایسنس دادن شخصیتها و داراییهای معنوی برای اسباببازی، لباس، بازیهای ویدیویی و هزاران محصول دیگر.
دیزنی همچنان با چالشهایی مواجه است. رقابت در حوزه استریمینگ شدید است و سودآوری Disney+ هنوز در حال بهبود است. صنعت سینما با تغییرات در ترجیحات مخاطبان و افزایش تمایل به استریمینگ خانگی روبهرو است. پارکهای تفریحی نیز باید با تغییرات اقتصادی و انتظارات روزافزون مهمانان سازگار شوند.
با این حال، دیزنی با پرتفوی قوی از مالکیتهای معنوی محبوب، از میکی موس و پرنسسهای دیزنی گرفته تا قهرمانان مارول و جنگجویان Star Wars، در موقعیت قدرتمندی قرار دارد. شرکت در حال سرمایهگذاری در پروژههای جدید پارکهای تفریحی است، از جمله سرزمین Zootopia در شانگهای و سرزمینهای تم Frozen، و در حال گسترش ناوگان کشتیهای کروز خود است.
در حوزه محتوا، دیزنی بر پروژههای با کیفیت بالا از فرانچایزهای کلیدی خود تمرکز دارد. فیلمهای مارول جدید، پروژههای Star Wars شامل فیلم “The Mandalorian and Grogu” که قرار است در ۲۰۲۶ اکران شود، و انیمیشنهای جدید از دیزنی و پیکسار در راه هستند.
شرکت همچنین در حال کاوش در فناوریهای نوین است، از جمله واقعیت مجازی، واقعیت افزوده، هوش مصنوعی و متاورس، همانطور که شراکت با Epic Games نشان میدهد.
میراثی فراتر از تخیل
بیش از یک قرن پس از آن روز تابستانی در سال ۱۹۲۳ که والت دیزنی با قطار وارد کالیفرنیا شد، شرکتی که او بنیان نهاد به بخشی جداییناپذیر از فرهنگ جهانی تبدیل شده است. دیزنی نه تنها انیمیشن، پارکهای تفریحی و سینما را متحول کرد، بلکه نحوه تعامل مردم با داستانها و شخصیتها را نیز تغییر داد.
از میکی موس که در دوران رکود بزرگ به نماد امید تبدیل شد، تا پرنسسهایی که نسلها را الهام بخشیدند، از قهرمانان مارول که دنیای سینما را در هم شکستند، تا جنگجویان جدای که در کهکشانهای دور دست ماجراجویی میکنند – دیزنی همیشه در مرکز داستانسرایی بوده است.
شرکت والت دیزنی امروز چیزی بسیار فراتر از آن استودیوی کوچک در خیابان کینگزول است. این یک امپراتوری جهانی است که شامل استودیوهای فیلمسازی، شبکههای تلویزیونی، سرویسهای استریمینگ، پارکهای تفریحی در شش قاره، و هزاران نقطه تماس با مشتریان در سراسر جهان میشود. اما در هسته آن، دیزنی همان چیزی است که والت آن را در نظر داشت: مکانی برای جادو، رویاها و داستانهایی که نسلها را به هم وصل میکنند.
همانطور که والت دیزنی زمانی گفت: “تنها امیدوارم که یک چیز را فراموش نکنیم – همه اینها با یک موش شروع شد.” و اکنون، بیش از یک قرن بعد، آن موش کوچک و رویاهای خالقش به امپراتوریای تبدیل شدهاند که ارزش آن بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار است و ادامه میدهد تا نسلهای جدیدی از مخاطبان را در سراسر جهان مجذوب خود کند.
آموزش موهو (Moho) را با ایلرن اسکول به سطحی حرفهای و کاربردی بیاموزید! دورههای جامع و پروژه محور ما شما را از مبتدی تا پیشرفته همراهی میکند. با یادگیری اصول و تکنیکهای پیشرفته، خلاقیت خود را در طراحی دوبعدی و انیمیشن به اوج برسانید. همین حالا به دنیای حرفهای موهو وارد شوید!
دسته بندی مقالات
جدیدترین مقالات

کاربرد بلندر در طراحی بازیهای ویدیویی
کاربرد بلندر در طراحی بازی، طراحی بازیهای ویدیویی یکی از جذابترین و پیچیدهترین حوزههای هنری و فنی در دنیای مدرن

چرا کمپانیهای بزرگ از نرمافزار مایا استفاده میکنند
چرا کمپانیهای بزرگ از نرمافزار مایا استفاده میکنند و آن را به بقیه ترجیح میدهند نقش کلیدی نرمافزارهای سهبعدی در

براش های طراحی در موهو 14
براش های طراحی در موهو 14، نرم افزار موهو به عنوان یکی از پیشروان در صنعت انیمیشن دو بعدی شناخته می شود